بزرگداشت ارتحال حجت‌الاسلام علی‌اکبر ابوترابی‌فرد برگزار می‌شود


بزرگداشت ارتحال حجت‌الاسلام علی‌اکبر ابوترابی‌فرد برگزار می‌شود

مراسم بزرگداشت ارتحال حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سیدعلی‌اکبر ابوترابی و پدر بزرگوارشان امروز برگزار می‌شود.

 

آیین بزرگداشت ارتحال سید آزادگان، حجت‌الاسلام حاج سیدعلی‌اکبر ابوترابی و پدر بزرگوارشان برگزار می‌شود.

مراسم مذکور امروز (سه‌شنبه، ۲۹خرداد) از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در تالار سوره حوزه هنری واقع در خیابان سمیه برگزار می‌شود.

مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی نماینده مردم تهران در مجالس چهارم و پنجم و از اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و دلاور مردی بود که بیش از ۱۰ سال رنج اسارت را به جان خرید و در سیاه‌ترین ایام تاریخ معاصر، هدایت نسلی را به عهده گرفت که با استقامت خونین خود، صفحات زرّینی در سینه تاریخ به ثبت رساندند.

حجت‌الاسلام و المسلمین ابوترابی‌فرد هدایت و رهبری را به اردوگاه دشمن کشانید و شمّه هایی به یاد ماندنی از صفحات پسندیده الهی را در برابر آنها به معرض نمایش گذاشت، و این باعث شد دشمن بارها به عظمت او اعتراف کند. او پس از سال‌ها مجاهدت خستگی ناپذیر، دوازدهم خرداد سال ۱۳۷۹، در حالی که به همراه پدر بزرگوارشان آیت الله سیدعباس ابوترابی عازم مشهد مقدس بودند، به دیدار دوست شتافتند.

ابوترابی از نگاه مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در قسمتی از حکمی که در آن، حجت الاسلام ابوترابی را به سمت نماینده خود در امور آزادگان منصوب کردند نوشتند: «خدا را سپاس گزارم که دوران مرارت بار اسارت، آزادگان سرافراز عزیز ما را مستحکم تر و آماده تر و در مدارج کمال انسانی برتر و والاتر ساخت و شما که قریب به ده سال در کوره شدائد گداخته و جوهر پاک خود را نمایان ساخته و بر افتخار مجاهدات خود در دوران اختناق و پس از پیروزی انقلاب، فصل جدید و درخشانی افزودید، به حمدالله سهم وافری از برکات برهه ده ساله داشته اید و امید است همواره در صراط مستقیم حق و صدق که پوینده آن می باشید، به توفیقات الهی نایل گردید».

ابوترابی از دیدگاه شهید چمران

شهید چمران، در زمانی که تصور شهادت مرحوم ابوترابی می رفت، درباره ایشان چنین گفتند: «شهید ابوترابی، عارف شیدایی بود که راز و نیازهای عاشقانه اش با خدای بزرگ در نیمه های شب، دل عشاق عالم را آب می کرد. آن قدر آرام و مطمئن بود که گویی از عمق اقیانوس برآمده است. آن چنان ساکت، همچون آسمان که در شب های پاک پر ستاره، در دل شب زنده داران غوغا به پا می کند، اما در عین حال رزمنده ای بود که در صحنه نبرد توفان به پا می کرد. فریاد خشمش زهره را آب می نمود. از شیر جسورتر بود و اراده اش پولاد را خجل می کرد. از هیچ مأموریتی روی بر نمی گرداند ودر مقابل هیچ دشمنی عاجز نمی شد».

از زبان برادر

برادر مرحوم ابوترابی، درباره سال های اسارت برادرش می گفت: «ایشان سال ۱۳۵۹ در ماه های نخست جنگ تحمیلی، با عزم راسخ بر حضور در دفاع مقدس تا پیروزی نهایی یا شهادت، به صورت ناشناس در جبهه دفاع مقدس حضور یافت ودر گروه شهیدچمران که در آن روزها تازه شکل گرفته بود، حضور یافت. سپس در کوه های «اللّه اکبر» و در عملیاتی متهورانه با قصد شناسایی دقیق موقعیت دشمن، به اسارت درآمد. ایشان در طول اسارت، با تحمل سخت ترین شکنجه ها ومقاومت در برابر تهدیدات دشمن، در راه بنیان گذار انقلاب حضرت امام رحمه الله حرکت کرد و بعد از ارتحال آن بزرگوار، دست بیعت و وفاداری با رهبر فرزانه و حکیم انقلاب، حضرت آیت اللّه خامنه ای داد».

شیوه زندگی

یکی از آزادگان در مورد مرحوم ابوترابی می گوید: «عراقی ها اورا به عنوان یک روحانی سرشناس ایرانی می شناختند. بنابراین، همیشه زیر نظرش داشتند و برایش محدودیت ایجاد می کردند. سید، شیوه زندگی را به خوبی فرا گرفته بود وتغییر اوضاع و مکان ها او را خسته نمی کرد. عراقی ها هر از چند ماه، او را از این اردوگاه به آن اردوگاه یا به بغداد می فرستادند. تلاش می کردند تا در آرامش قرار نگیرد، اما همه این در به دری ها و فشارهای جسمی و تنگناهای به وجود آمده، روح او را بی تاب نمی کرد و کسالت و اندوه بروی غالب نمی شد و هیچ گاه او را از انجام رسالت و مسئولیتش باز نمی داشت».

ادب سید

یکی از آزادگان درباره مرحوم ابوترابی می گوید: در آسایشگاه سر جای خود دو زانو می نشست، ولی هر کس برای احوالپرسی یا هر موضوعی دیگر پهلوی ایشان می آمد، آن بزرگوار، تمام قد در مقابلش به احترام می ایستاد. یک بار به ایشان گفتم شما راحت باشید، خسته می شوید. سخت است این همه در مقابل افراد بلند شوید و تعداد افرادی که به سراغ شما می آیند، زیاد است. فرمود: «با هر کس که مواجه می شوم، احساس می کنم با پدرم برخورد می کنم. بنابراین، برخود واجب می دانم بایستم و احترام بگذارم».

تأثیرگذاری بر دشمن

نقل شده است که برخی از نگهبانان عراقی، در حضور حاج آقای ابوترابی از نشان دادن شلاّق، شرم می کردند و با رسیدن ایشان آن را پنهان می ساختند. رهبری معنوی ایشان توانسته بود تا این مقدار تأثیر بگذارد. گاه برای ایجاد آرامش در اردوگاهی که بحران عمومی درآن به وجود آمده بود و عراقی ها از حل آن ناتوان شده بودند و به نظر می رسید تنها راه باقی مانده، سرکوب شدید و کشتار آزادگان است، وجود ایشان موجب تغییرات اساسی در تصمیمات بعثی ها می گردید. یکی از برادران آزاده می گوید: برخورد عراقی ها با حاج آقا، در ظاهر به عنوان اسیر بود، ولی در باطن، قلبا دوستش داشتند.

هدایت اسیران

یکی از مهم ترین نقش هایی که مرحوم سید علی اکبر ابوترابی دردوران اسارت داشت، هدایت و راهنمایی اسیران بود. یکی از آزادگان دراین باره می گوید: اهمیت این موضوع آن قدر بود که شاید اگر ایشان اسیر نمی شد، افراد بسیار زیادی دچار معلولیت های جسمی و فکری می شدند. ایشان موجب وحدت در بین بچه ها و انسجام و در خط امام و انقلاب ماندن بچه ها می گردید. وجود ابوترابی، باعث می شد تا ما بتوانیم تمام امور معنوی مان را انجام دهیم و مهم تر اینکه، به این امور، آگاهانه تر و با دید بازتری در مقابل عراقی ها بپردازیم.

ابوترابی و سیاست

حجت الاسلام حاج سیدعلی اکبر ابوترابی، در سال ۱۳۴۲ وارد جریانات سیاسی شد و در تظاهرات مردم قم در ۱۵ خرداد، حضوری فعال داشت. او در هجوم عوامل حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه، مورد ضرب و جرح قرار گرفت. ابوترابی در پی تبعید حضرت امام به نجف، به نجف مشرّف شد و در محضر ایشان، از درس خارج فقه واصول بهره برد. در نجف اطلاعیه های امام را منتشر و به داخل ایران نیز منتقل می کرد. وی هنگام بازگشت به ایران، در مرز خسروی بازداشت شد و به زندان اوین منتقل گردید. پس از آزادی از زندان، فصل جدیدی از فعالیت های سیاسی ابوترابی آغاز شد. او به همراه شهید سیدعلی اندرزگو، افزون بر مبارزات سیاسی، به سازمان دهی مبارزات مسلحانه همت گماشت و با شروع جنگ عراق بر ضد ایران، با لباس رزم در جبهه ها حاضر شد.

نماز در اسارت

مرحوم ابوترابی می گوید: مسئله نماز و عشق به آن، در نهاد انسان ها نهفته است. خوب به یاد دارم اولین مرتبه ای که نماز در اسارت برای ما جلوه خاصی پیدا کرد. بعد از هفت ـ هشت روز سرگردانی که ما را از این طرف به آن طرف می کشاندند، سرانجام به وزارت دفاع منتقل شدیم. اولین اسیری که به اتاق ما فرستاده شد، سروان خلبان اسماعیل بیگی بود. ایشان وقتی به محیط سراسر رعب و وحشت زندان با دست شکسته هل داده شد، دیدم با همان دست شکسته به نماز ایستاد و با شوق عجیبی به راز و نیاز با پروردگارش پرداخت. در طول ده سال در آن شرایط سخت شکنجه، به لطف خداوند خبر کنار گذاشتن نماز درباره ده نفر به ما نرسید. ممکن است در مورد چهار ـ پنج نفر گزارش داده باشند که آنها نیز پس از چند ماه دوباره شروع کردند، اما از نماز خواندن بیش از هزار نفر از کسانی که اصلاً پیشانی شان به مهر نخورده بود، خبر داشتم.

ابوترابی و امام خمینی رحمه الله

مرحوم ابوترابی می گوید: «یاد حضرت امام، در روحیه برادران اثری بسیار مناسب و سازنده داشت؛ تا جایی که ارزش های والایی که ایشان با تمام وجودشان لمس کرده بودند، به برادران ما هم سرایت کرد و آنها توانستند روحیه معنوی خود را حفظ کنند و همچون کوه، استوار و مقاوم در مقابل دشمن بایستند». ایشان در جایی دیگر گفته بود: «بنده یک ماه قبل از آزادی، حضرت امام را در عالم خواب زیارت کردم که فرمودند: ابوترابی! اسارت تمام شد و همه شما به سلامت به ایران برمی گردید و فرمودند: من از همه شما راضی هستم.»

صبر و تعهد خدمت

برادران عزیز! پرکار و پرتوان و پر صبر و حوصله، با ایمان و تعهد هر چه بیشتر، خود را برای خدمت آماده کنیم. طوری زندگی کنید که کاسه صبرتان در هیچ حالتی لبریز نشود؛ مگر آنجا که رضای خداست. آن وقت است که قدرت شما برای خدمت افزایش می یابد و همه نیروهایتان در خدمت بندگی خدا قرار می گیرد. اما اگر در مقابل مسائل کوچک از پا درآییم و صبر و حوصله مان کافی نباشد و تحمل انسان ها را در حد خوبی نداشته باشیم، ظرفیتمان کم می شود و قدرتمان کاسته می گردد و ضعف، سراپای وجود ما را فرا می گیرد و تعهد مکتبی مان ضربه می خورد.

 

آنا



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *