هنوز خاطرات بسیاری از آزادگان ثبت و ضبط نشده است/ «حاج آقا ابوترابی» ن...

مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران گفت: هنوز خاطرات بسیاری از آزادگان ثبت و ضبط نشده است. یکی از وظایف متولیان فرهنگی ثبت و ضبط خاطرات است.   «حجت الاسلام محمدعلی انصاری» مشاور وزیر فر...

مستند زندگی سید آزادگان تولید می‌شود

زندگی سید علی‌اکبر ابوترابی در یک مستند تلویزیونی به تصویر کشیده می‌شود.   در طرح مشترکی با همکاری صداوسیمای مرکز قزوین و معاونت امور استان های رسانه ملی گوشه هایی از زندگی سید آزادگان سید علی اکبر ا...

سید آزادگان: بنده شخصا به جای همه از ایشان خجالت می‌کشم/ داستان عجیب ی...

با لهجه عربی آنقدر شیرین صحبت می‌کند که هر کسی را ترغیب  می‌کند به حرف‌هایش گوش دهد؛ کمتر کسی است که دیگر «ملاصالح قاری» را نشناسد؛ کسی که از دوران قبل از انقلاب طعم زندان را چشید تا به دوران دفاع مق...

خاطرات آزاده قدرت الله ایزدی از«محرم در اسارت»...

۞ امروز پنج شنبه, ۵ مرداد, ۱۳۹۶ قدرت الله ایزدی فرزند عباس اهل و ساکن نراق که در حال حاضر پنجاه و پنج ساله می باشد و در سن بیست و دو سالگی (دوم فروردین شصت و یک) با جسمی نیمه جان به اسارت دشمن در آمد...

چطور شد نگهبان عدنان که همه ازش خوف داشتند رام شد...

چطور شد نگهبان عدنان که همه ازش خوف داشتند رام شد و دچارکیش شخصیت و بعدشم رفت ازاردوگاه بیرون توی کیوسک ها نگهبانی می دادماجراازاین قراره. عدنان اصالتا کرد بودند و زبان ایرانی رو کم و بیش میفهمید از ...

مابسیجی هستیم مفهومه! | پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران خبرپایگاه اطل...

ظهربود آمار گرفته بودند و کلیه اسرا به جز جماعت کارگرهمه داخل آسایشگاه بودند من بودم خدابیامرز امیرعسگری، اسماعیل اسکینی که همتون ازحالش باخبریدخوش رقصی برای بعثیون و حرف کشیدن ازما و انتقال به نگهبا...

وقتی‌که پای نفرین بانو فاطمه زهرا (س) در میان باشد...

در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌گفتیم، اما به گونه‌ای که دشمن نفهمد.روزی جوان هفده ساله ضعیف و نحیفی، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چی...

بعثیها در لحظات آخر اسارت هم به حاج آقا ابوترابی متوسل شدند...

از روزی که زمزمه آزادی اسراء به گوش بچه ها رسید . اردوگاه حالت خاصی به خود گرفت . هر کس حرف خاص خودش را می زند . و بیشتر با حاج آقا نشست و برخواست داشتند . چند روز قبل از آزادی شایعه شده بود که در دو...

خاطره معصومه اباد از محرم در اسارت

در زمان شروع جنگ با حکم فرماندار آبادان، نماینده وی درسازمان بهزیستی بودم. به علت شرایط جنگی و خروج اکثر مردم از شهر، بچه های بی سرپرست بدون وجود مسئول در شهر به حال خود رها شده بودند. من و دوستانم م...

حرف هایی نا گفته از مرداد ۱۳۶۹

اوایل مرداد ماه که می شود کم کم صدای دلنشین بال پرندگانی به گوش می رسد که سال های دور از وطن را به زیبایی تحمل کردند و حال با تنی خسته و دلی آرام پا به خاک کشورشان میگذارند. پرندگانی که بال های زخمی ...