مابسیجی هستیم مفهومه! | پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران خبرپایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران خبر


ظهربود آمار گرفته بودند و کلیه اسرا به جز جماعت کارگرهمه داخل آسایشگاه بودند من بودم خدابیامرز امیرعسگری، اسماعیل اسکینی که همتون ازحالش باخبریدخوش رقصی برای بعثیون و حرف کشیدن ازما و انتقال به نگهبانان و….ناهارروتوی درب دیگ آورد و گفت دوست دارم (اشاره به من وامیر)ناهارر و باشما بسیجی ها بخورم بین غذاخوردن ناگهان گفت :راستی نایب ضابط شلال میخوادبره و من ازصبح تاحالا توی فکرم اگراین بره چه کسی میخوادبیاد وامصیبتا می شه منم نه گذاشتم جمله اش تموم بشه گفتم اسکینی وقتی مابسیجی ها به جبهه اومدیم فکرهمه چیشوکرده بودیم شهادت معلولیت مجروحیت اسارت و….اسماعیل بفهم (قاشقموبه طرفش گرفتم وبالحن تندی گفتم)وقتی خدا رو داشته باشی شلال و غیره برات فرقی نمیکنه مابسیجی هستیم میفهمی.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *